تئوری اعتبار و نقش آن در تعیین نرخ بیمه

تئوری اعتبار

تئوری اعتبار چیست؟

به میزان استفاده از تجربیات یک بیمه گذار خاص در پروسه تعیین نرخ، اعتبار گفته می شود. اعتبار به میزان اعتمادی گفته می شود که نرخ گذاری برای آمارهای در دسترس به منظور پیش بینی صحیح خسارت های آتی دارد. بنابراین، ۶۰% اعتبار دلالت بر این دارد کهنرخ آینده با دادن یک وزن ۶۰% به تجربه شرکت و یک وزن ۴۰% به نرخ رشته محاسبه می شود.

طبق قانون اعداد بزرگ و با فرض یکسان بودن سایر عوامل، با افزایش تعداد واحد های در معرض خطر (مثلا افزایش کارگران در بیمه درمان) میزان اعتبار مترادف با تجربیات بیمه گذار بیشتر می شود. حال این پرسش مطرح است که برای یک درصد زمان قابل قبول، چه مقدار افزایش در واحد های در معرض خطر نیاز است تا خسارت های واقعی و خسارت های انتظاری به نحو قابل قبولی به هم نزدیک شوند؟

برای پاسخ، از فرمول عمومی زیر استفاده می شود:

فرمول حق بیمه خالص قابل قبول    

ppi  : حق بیمه خالص که از تجربه بیمه گذار مشتق می شود.

pp * : حق بیمه خالص که از تجربه واقعی جامعه مشتق می شود.

C  : عامل اعتبار ۱ ≥ C ≥ ۰

سازمانی متشکل از عوامل نرخ گذاری شرکت های بیمه را می توان همچون ابزاری در نظر گرفت که مجموعه های بزرگ داده های آماری جمع آوری و تحلیل می کند که برای یک بیمه گر منفرد در دست نیست. نرخ های به دست آمده بر پایه این اطلاعات، صرفاً مشورتی اند. با وجود این، در برخی از کشورها و برای بعضی از رشته های بیمه، ممکن است اجباری باشد.

عوامل بار شونده در تعیین نرخ بیمه

در تعیین نرخ بیمه برای جبران هزینه های معاملاتی (کارمزد فروش و هزینه های اداری قرارداد) و نیز برای فراهم آوردن حاشیه سود معمولاً یک درصد ثابتی به نرخ بیمه اضافه می شود. معمولاً در چنین مواقعی هزینه های کسب بیمه را از هزینه های اداری جدا می کنند. پرداخت کارمزد واسطه ها (کارگزاران و نمایندگی ها) و برخی از هزینه های انگیزشی جزء هزینه های جلب بیمه گذار محسوب می شود. برای پرداخت کارمزد واسطه ها، روش های مختلفی وجود دارد. در اکثر کشورها تعرفه یا موافقت نامه خاصی برای تعیین کارمزد وجود ندارد و هر شرکت در اعطای کارمزد به کارگزاران و نمایندگی ها اصلی و فرعی آزاد است. طبیعتاً واسطه هایی که علاوه بر جذب مشتری، عملیات صدور و ارائه خدمات به مشتریان را به عهده دارند، کارمزد بیشتری می گیرند.

نقش نهادهای قانونی در تعیین نرخ بیمه

نهادهای قانونی بیمه (وضع کنندگان مقررات بیمه ای) اخیراً نه تنها بر مسائل سنتی مرتبط با اهداف اقتصادی تنظیم مقررات، بلکه بر سیاست های عمومی در بر گیرنده افشای هزینه بیمه برای بیمه گذاران و ممنوعیت تبعیض قیمتی غیرعاقلانه تاکید می کنند. بی شک در چنین شرایطی تثبیت نرخ های کارمزد در ساختار نرخ حق بیمه مشمول تصویب یا کنترل شدید نهاد های نظارتی بیمه بوده است.

در تعیین نرخ حق بیمه ناخالص، میزان عامل بار شونده، درصدی از خود نرخ حق بیمه ناخالص است. اگر عوامل اعتباری لحاظ نشوند (و یا در نظر گرفتن ۱۰۰% اعتبار برای تجربیات خسارتی شرکت) برای تعیین حق بیمه ناخالص از فرمول زیر استفاده می شود که در آن، طبیعت ساختار یک نرخ حق بیمه ناخالص بر روش حق بیمه خالص استوار است:

فرمول حق بیمه خالص قابل قبول

برای مثال، معمولا نرخ کارمزد در بیمه اتومبیل بین ۱۰ تا ۲۵ درصد حق الزحمه ناخالص است و به طور متوسط می توانیم بابت هزینه های اداری و سود پیش بینی شده (یا مازاد) معادل ۲۰% حق بیمه ناخالص را بار کنیم. در یک نرخ کارمزد ثابت (مثلا ۱۵%) با افزایش حق بیمه خالص، کارمزد پرداختی نیز افزایش می یابد.

 

برچسب ها:
نظرات وبلاگ

بسیار عالی و ارزشمند

پیام بگذارید